<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عاشقان مهدی(عج) سیدان</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/</link>
<description>فرهنگ مهدویت - هیئت عاشقان مهدی (عج)-سیدان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 30 Dec 2009 18:43:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ایام محرم و تاسوعاو عاشورای حسینی و شهادت امام سجاد (ع) وحرمت شکنی ..تسلیت....</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;من یادگار روزهای خاک وخونم...یادگار غریبستان کربلا. صدای پای اسب های تازه نفس ،که با نعل های تازه بسته اشان،شکوفه های زخم را لگد مال می کردند، هنوز درخاطرم تکرار می شود. هنوز صدای خسته ی دخترکان بی دفاع که ازچنگ &quot; بی رحمی &quot; به بیابان &quot; بی کسی &quot; پناه آوردند، مروارید ها را از صدف چشمان خسته ام ،بیرون می ریزد تا تصویری دوباره در خود قاب گیرد. نگاه های بی حیا، محبوس مان کرده بود و پنجه های نیرومند،دندانه های کشیدن موهای دختران احساس شده بود. زلف صبا را هیچ دستی شانه نمی زد. ابروان در هم گره خورده ی عداوت، نگاه کودکان را درپیچ و خمی مخوف می انداخت و تنها شقاوت بود که حرف اول را می زد...حرف اول بغض،کینه و سنگدلی ...کسی به پیغام نسیم گوش نمی داد و عشق درمیان نگاه های گرسنه ، سرگردان مانده بود...خاطرات غریبستان از پیش چشمان غم زده ام می گذرد و از آتش و غم &quot; روز دهم یعنی عاشورا&quot; زهر، دربندبند بدن خاکسترشده ام ،جای می گیرد...سرمای زهر نیرنگ و خیانت بر گرمای آتش زیر خاکسترم چیره می شود و می خواهد خاکستر آن راهم بر باد دهد..و اینک ماه است که بر رخسار تنهایی من در این شبها می تابد ومرا به سوی خود فرا می خواند...ای ارباب مرا دریاب&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00cc33&quot;&gt;.....مرادریاب.....&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 18:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=130</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهانه ای برای خلوتی دیگر....</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;آسمان،چهره درهم کشیده است.زمین بغض خود را فرو میخورد،فرات بی صدا اشک می ریزد،خارها خودرا به دست سرنوشت داده اند.هرم سوزان کویر،برخستگی کاروانیان نیشتر می زندوبدن های خسته آنها را می آزارد.خورشید غروب ،آرام آرام خودرا درتنگنای افق جای می دهد.کاروان بر سینه تفتیده بیابان توقف می کند..صدایی می پرسد اینجا کجاست؟ پاسخ می آید اینجا کربلاست....! آری حسین به کربلا می رسد و دل کویر را به تب وتاب می اندازد. کروبیان ،کاروان را می نگرند که غریبانه برپهنه دشت ایستاده و شمشیرها و نیزه ها را انتظار می کشند..فرشتگان الهی خود رابرای عرض تسلیت به کربلا می رسانند تابا روح کاروان،به آسمان پرواز کنند..سلام براین منزلگاه ومنزل نشینانش... سلام برحسین ویارانش...و سلام برعاشقانی که درغم مولای غریب با زینب (س) هم ناله می شوند....این شب ها فرصتی خوب وایده آل است برای خلوت با خود و اندیشه ای که بتواند انسان را تافراسوی کمال رهنمون باشد..این شبها می توان به هرچیزی فکر کرد..به عاشقانی که با اخلاص به سینه میزنند وبا قطراتی اشک زنگارقلب را می زدایند! به اونهایی که در پشت همه آلوده گی ها اینک فرصتی یافته اند تا خوب بودن را تمرین کنند..! اندیشه درمورد اینکه آیا حسین عزادارانی این چنین می خواهد؟ یا این مطلب که فلسفه عزاداری چیست و از این همه یادآوری مصیبتهای حسین (ع) و نمک پاشیدن برزخم دل مجروح آقا ومولامان صاحب الزمان(عج)،باید چه درسی آموخت ؟در خلوتی خاموش می توان به اون عده ای از دوستان و همنوعان هم فکر کرد که به علت گرفتاری ،بیماری یا هر دلیل دیگری نمی توانند درچنین مجالسی حضور یابند و این امر وظیفه ما را درمورد آنان سنگین می کند....خلاصه فرصتی است نادر وشاید غیرقابل تکرار....من چند شب است که به همه این موضوعات و بیشترازآن فکرمی کنم .....امشب هم به علت غم واندوه و بیماری عزیزانی که فکرم را بشدت به خود مشغول ساخته ، درخلوتی عاشقانه از آب آور خیام اباعبداله (ع)، حضرت باب الحوائج ابوالفضل (ع) رفع بیماری و صحت وسلامتی و موفقیت وسربلندی را برایشان مسئلت دارم......&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;&lt;STRONG&gt;اللهم اشفع کل مریض.....اللهم عجل لولیک الفرج.................................................................&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خلق می دانند که دربهداری قرب حسین                        بیشتر دردها را عباس درمان می کند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000033&quot; color=#ffff33 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;برای شفا وسلامتی همه بیماران ،خصوصاٌ عزیزان مورد نظر ورفع همه گرفتاری ها صلوات وقرائت حمد وسوره....&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 20:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=129</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عید عشق و بندگی</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;PADDING-RIGHT: 2px; PADDING-TOP: 20px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;قربان ، جلوگاه رهايي از نفس - عيد قربان عيد همه پاکي هاست&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;منا، مکه مکرمه – زائر خانه خدا که از عرفات به مشعر و از مشعر به منا، ره مي سپارد، به موعد عيد قربان که مي رسد از خويشتن خويش آزاد مي شود، زيرا عيد قربان، عيد رهايي از وابستگي و تعلقات است. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0099&gt;عيد قربان، روز کامل شدن خويشتن خويش است و روز رهيدن از خويشتن خويش نيز است و در اين طريق روز رسيدن به اوج دلداگي نيز محسوب مي شود. &lt;BR&gt;حال که وادي عرفات که مرحله شناخت است را با ذکر و دعا و خودشناسي پشت سر نهاده اي و مشعر را که محل شعور و آگاهي است، تجربه کرده اي و سلاحي براي مبارزه با شيطان اندوخته اي، اکنون به مني رسيده اي که سرزمين رسيدن به عشق و دلباختگي است. &lt;BR&gt;عيد قربان، امروز فرا رسيد و زمان رهايي از هر آنچه غير خدايي است، تجلي يافت و تو زائر منايي، درست نخستين قربانگاه مشي و طريق ابراهيمي هستي. &lt;BR&gt;عيد قربان، يعني اي زائر که تا اين مرحله آمده اي از هر چه تعلق است دور شو، يعني خود را از هواي نفس بري ساز، يعني از حصار تنگ خودخواهي بيرون آي. &lt;BR&gt;با رسيدن به مرحله قرباني، ديگر چيزي نمانده به عشق برسي و حاجي شوي. &lt;BR&gt;زائر خانه خدا در اين روز سبکبال مي شود، زيرا اسماعيل وجودش را با هر آنچه که بدان وابسته است و همه جلوه هاي دنيوي دارد، قرباني مي کند تا رها شود. &lt;BR&gt;عيد قربان، جشن رهيدگي از بندگي نفس است، عيد قربان تجلي گاه بندگي است و درست با همين خصوصيت است که عيد قربان پاک ترين عيدهاست. &lt;BR&gt;عيد قربان، پاک ترين عيدهاست فقط به خاطر اينکه انساني نو متولد مي شود که سرسپردگي و بندگي خدا را مي پذيرد. &lt;BR&gt;عيد قربان، به زائر خانه خدا در اوج شناخت و معرفت و آزادگي، بندگي خدا را ديکته مي کند و ماحصل آن قرب خداست و اين خود، کامل شدن بندگي است. &lt;BR&gt;امروز نهيب ابراهيم خليل، از منا به گوش مي رسد که اي حاجي بايد از تعلقات دنيوي ببري، تعلق تو هر چه باشد، از جنس اين دنيايي است، ولي تعلق من اسماعيل تنها پسرم بود که در پاسخ عشق به معبود به قربانگاهش بردم. &lt;BR&gt;ميعادگاه ابراهيم، منا، براي ذبح فرزندش، آنهم جواني برومند به نام اسماعيل بود که خود بسياري از مسير عبوديت را به همراه مادرش هاجر پيمود و اين همراهي را نيز با همه وجودش و با رغبتي تمام با پدرش انجام داد تا رسالتي که ابراهيم بر دوش داشت به سرانجام رسد. &lt;BR&gt;امروز عيد قربان است، روز اسماعيل است تا جوانمردي را به اوج برساند، آري امروز روزي است که اسماعيل مشتاقانه خود را در اختيار پدر نهاد تا در پاي عشق خدايي به مسلخ رود. &lt;BR&gt;امروز عيد قربان است، روز ابراهيم است، زيرا به بندگي کامل مي رسد و آفريننده را لبيک مي گويد و فريب شيطان را نمي خورد. &lt;BR&gt;و اين نداي خداوند رحمان است که از طريق جبرييل ملک وحي در وسعت منا به گوش مي رسد که ابراهيم و اسماعيل، اي پدر و پسر پيامبر، هر دوي شما امتحان باز پس داديد و از اين امتحان سربلند بيرون آمديد، گوسفند پاداش بندگي شماست و تو اي ابراهيم اين گوسفند را به جاي اسماعيل قرباني کن. &lt;BR&gt;اين ندا، يعني از اين پس قرباني انسان در پيشگاه خدايان ممنوع است و خداي واحد تشنه خون نيست و حاجي، تو نيز که آزمون پس داده اي تا به مرحله قربانگاه براي قرباني کردن برسي، جمره عقبه، آخرين ستون شيطان را يعني همه جلوه هاي شيطنت را رمي کرده اي و هواي نفس را باز پس رانده اي. &lt;BR&gt;حاجي، حال که قرباني کردي، اعمال تو باقي است، هنوز تمام نشده اي، به ميمنت قرباني در پيشگاه خدا، خود را زينت کن و تقصير نما. &lt;BR&gt;بايد دوباره نيز رمي کني، آنهم با وقوف دو روزه در منا، آنهم نه يک جمره، بلکه هر سه جمره را تا تماما کل شيطان را، با همه ويژگي هايش طرد کني و چون به اين مرحله رسيدي به اکمل اعمال مي رسي. &lt;BR&gt;ولي باز خداوند از تو که حاجي شده اي، اعمال ديگري را مي طلبد، خانه اش که قبله گاه هميشگي توست را بايد طواف کني و باز بايد تلاش هاجر آن زن صبور سيه چرده را با سعي در صفا و مروه اجر نهي. &lt;BR&gt;راستي چه حکمتي در اين عدد مقدس يعني هفت است که خداوند در اعمال و مناسک حج اش، زائرش را به تکرار هفت باري اعمال دستور مي دهد: &lt;BR&gt;هفت بار طواف زيارت - هم در عمره و هم در حج تمتع - هفت بار سعي در صفا و مروه، &lt;BR&gt;هفت بار رمي شيطان و هفت بار طواف نسا. &lt;BR&gt;در هر صورت امروز عيد قربان است و قربان تجلي گاه تعبد است. امروز عيد قربان است، روز زايش انساني نو از دل خاکسترهاي خويشتن خويش. امروز روز اثبات بندگي است و رهايي از خويشتن خويش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 19:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عرفه میاد وباید کاری کرد......</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=posttitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#33cc00 size=3&gt;بسم الله الرّحمن ارّحیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=postbody&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;سلام بر ربّ مطلق،&lt;BR&gt;سلام بر سرزمین ابراهیم،&lt;BR&gt;سلام بر زمینی به نام مکه،&lt;BR&gt;سلام بر &lt;FONT color=#ff0000&gt;صحرای عرفات،&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;و سلام بر &lt;FONT color=#ff0000&gt;عرفه.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;سلام بر وسعت روزی که همتایش شاید خودش باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody&gt;&lt;STRONG&gt;حالم بده، حالم خیلی بده، انگار هربار حس مرگ تمام وجودم رو به لرزه در میاره و من هنوز هم زنده ام...&lt;BR&gt;می تونم بگم برای رسیدن به روز عرفه لحظه شماری کردم.بعد از شبهای قدر فقط منتظربودم که عرفه فرا برسه.&lt;BR&gt;و اکنون صدای گامهای حاجیان قلبم را می لرزاند. &lt;BR&gt;چه بگویم از درد. دردی که در سینه هایمان چمبره زده و خیال تکان خوردن ندارد. دردی که هرکدام از ما متحمل می شویم و از آنکه باید مدد جوییم غافلیم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody&gt;&lt;STRONG&gt; نمی دونم اگه فقط یکبار با تمام وجودم از خدا می خواستم که به فریادم برسه بازم همین حال رو داشتم؟! بازم اینطور به تمام زندگی ام گره های کور خورده بود؟!&lt;BR&gt;و حالا بدبخت تر از همه ی عمرم برای التماس نفس می کشم.  مگه پروردگارم خودش نگفته:&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&quot; هرکسی هر ظنّی به من داشته باشه قسم که به همون ظن جوابشو میدم.&quot;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;خدا جونم من که همیشه به تو ظّن نیکو داشتم، من که همیشه مطمئن بودم تو بهترینها رو عطا میکنی.&lt;BR&gt;خدا جونم الآنم بیشتر از همیشه و بالاتر از هر حالی به تو و وسعتت، به تو و بخشندگی ات امیدوارم.&lt;BR&gt;خدایا خودت گفتی من از در خونه ام کسی رو دست خالی بر نمی گردونم.&lt;BR&gt;خدایا دستهامو به کی جز تو می تونم نشون بدم که تحقیرم نکنه؟ خدایا کجا رو جز در خونه ی تو دارم برای عرض بد حالی ام؟ خدایا یه دوره ای شده به هرکسی درد دلت رو میگی غیر اینکه جار میزنه و آبروی آدمو می ریزه تا ابد هم به هزار زبون میگه من خودم دریای دردم تو دیگه  چی میگی این وسط؟&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;خدایا بازم با این تفاسیر جایی جز درگاه تو دارم برای پناه بردن؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;خدایا من که گنهکارترین بنده ی تو هستم، من که سیاهی ام خودم رو هم فراگرفته، اما بازم تمام قوای بدنم رو جمع کردم و اومدم در خونه ای که قطعاً با حاجات برآورده برم می گردونه. &lt;FONT color=#ff0000&gt;مگه کسی هم اومده که تو بهش رحم نکنی.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;خدایا منو به غیر خودت به کس دیگه ای واگذار نکن.&lt;BR&gt;خدایا باور کن من جز در خونه ی تو پناهی ندارم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;خدایا در خونه ی هرکسی که برم یه دردی هم به قلبم اضافه میکنه.&lt;BR&gt;اما خدا جونم من در خونه ای اومدم که صاحبخونه اش &lt;FONT color=#00cc33&gt;وهّاب&lt;/FONT&gt;، خدایا ببین به کدوم اسمت صدات می کنم؟&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;وهّاب، کسی که بی اندازه می بخشه.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;بازم جایی رو دارم که برم؟؟!!...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666600&gt;خدایا اگه اینجا زار نزنم، اگه به حرمت مهمانان خونه ات بهم رحم نکنی بازم مامنی دارم؟&lt;BR&gt;خدایا اگه به حرمت حسینی که رهسپار خانه ی تو بود بهم رحم نکنی بازم مامنی دارم؟&lt;BR&gt;خدایا اگه به حرمت قربانی که ابراهیم تقدیم درگاهت کرد رحم نکنی، ولی قطعاَ به حرمت یک نفر رحم میکنی. ایمان دارم که در تمام عالم یک نفر برای تو چنان قربانی داد که خون باید جای اشک رو در چشمهامون بگیره.خدایا مگه غیر از اینه که تو گوسفندی فرو فرستادی تا ابراهیم قربانی کنه؟&lt;BR&gt;اما خدایا &lt;BR&gt;من از طفولیتم شنیدم کربلا کسی نبود که چشمای اسماعیل کربلا- علی اکبر(ع) رو ببنده ، دست و پاش رو ببنده تا جلوی  چشم بابا دست و پا نزنه؟ خدایا اونجا حسین (ع) شیر مرد به میدان فرستاد و جه دید...&lt;BR&gt;خدایا عید قربانِ و من کسی رو می شناسم که برای تو قربانی شش ماهه داد...&lt;BR&gt;خدایا من در خونه ی حسین (ع) تو مهمان شدم. خدایا به مظلومیتش بهم رحم کن.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody&gt;&lt;STRONG&gt;خدایا حالا بازم ناامید برگردم؟ بازم بگم نمیشه؟ بازم بگم نمیدی؟&lt;BR&gt;نه خدای من،&lt;BR&gt;خاک در دهان من ریخته بشه اگه سلولی از وجودم حس کنه که از این عرفه تو منو دست خالی بر می گردونی. اگه کسی بیاد در خونه ی تو و بازم بگه نگرفتم. بگه دستهام خالیه.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody&gt;&lt;STRONG&gt;و حالا این ما و این دلهامون. این ما و این بار گناهمون. این ما و هر آنچه که بر زبانهامون جاری نمیشه.&lt;BR&gt;خدایا دیگه نمی دونم چی بگم؟&lt;BR&gt;حاجیان عازم عرفات میشن، خدایا اونجا کسی حضور داره که ظهورش عدالت گستر در جهان.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody&gt;&lt;BR&gt;خدایا به من توانی بده از ذره ذره ی این روزها برای عمرم توشه بردارم .&lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=postbody align=left&gt;به همه ی کسانی که دلشون شکست التماس دعا.&lt;BR&gt;به حق پروردگارم خیلی محتاج دعاتون هستم.&lt;BR&gt;منتظر شنیدن خبرای خوب از جانب شما دوستانمم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 18:55:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به مناسبت ولادت امام رئوف</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#6600ff size=3&gt;ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#6600ff size=3&gt;خاموش کن صدا را نقاره می زند طوس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#6600ff size=3&gt;آن جا که خادمینش٬ از روی زائرینش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#6600ff size=3&gt;گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;رسول خدا (ص) :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0066cc size=3&gt;به زودی پاره ای از بدنم در زمین خراسان مدفون خواهد شد.هیچ غمناکی او را زیارت نکند٬ مگر خداوند غمش را برطرف سازد و هیچ گنهکاری او را زیارت ننماید٬ جز آنکه خداوند گناهانش را بیامرزد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در فضیلت زیارت امام رضا (ع) و شرافت زایران آن بزرگوار ٬احادیثی شگفت انگیز و شورانگیز از رسول خدا(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام صادر شده که در بردارنده فضایلی بی کران است. از انجمله :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۱- برآورده شدن حاجات٬  ۲-رفع غم و اندوه ٬ ۳- آمرزش تمام گناهان  ۴-فضیلتی چون زیارت خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۵-فضیلتی چون زیارت رسول خدا(ص) ٬  ۶-ثواب ۱۰۰۰ حج واجب  ۷ -ثواب ۱۰۰۰حج عمره ی مقبول&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۸-ثواب ۰ ۱۰۰شهید ٬ ۹- ثواب ۱۰۰۰ صدیق۱۰- مقام رفاقت و همنشینی با ائمه اطهار علیهم السلام&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۱۱-ثوابی بالاتر از زیارت امام حسین(ع)۱۲-فریادرسی امام رضا علیه السلام در مواطن۳ گانه و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;الله اکبر از این همه عظمت ! الله اکبر از این همه شرافت و الله اکبر از اینهمه کرامت !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ولادت امام رئوف ٬ امام رضا (ع) بر تمامی شیعیان مبارک باد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 11:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=123</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارمغان دوست</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-122.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سلامتی:&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;1-&lt;B&gt; آب&lt;/B&gt; فراوان بنوشید. &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;2- مثل یک &lt;B&gt;پادشاه &lt;/B&gt;صبحانه بخورید، مثل یک &lt;B&gt;شاهزاده &lt;/B&gt;ناهار و مثل یک &lt;B&gt;گدا&lt;/B&gt; شام بخورید.. &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;3- از &lt;B&gt;سبزیجات &lt;/B&gt;بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;4- &lt;B&gt;بااین 3 تا &lt;/B&gt;&lt;B&gt;E&lt;/B&gt;&lt;B&gt; زندگی کنید:&lt;/B&gt; Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی). &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;5- از &lt;B&gt;ورزش&lt;/B&gt; کمک بگیرید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;6- بیشتر &lt;B&gt;بازی&lt;/B&gt; کنید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;7- بیشتر از سال گذشته &lt;B&gt;کتاب&lt;/B&gt; بخوانید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;8- روزانه 10 دقیقه &lt;B&gt;سکوت&lt;/B&gt; کنید و به تفکر بپردازید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;9- 7 ساعت &lt;B&gt;بخوابید.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;10- هر روز 10 تا 30 دقیقه &lt;B&gt;پیاده‌روی&lt;/B&gt; کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شخصیت:&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;11- &lt;B&gt;زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید:&lt;/B&gt; شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;12- &lt;B&gt;افکار منفی نداشته باشید،&lt;/B&gt; در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;13- &lt;B&gt;بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;14- خیلی خود را &lt;B&gt;جدی نگیرید.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;15- انرژی خود را صرف&lt;B&gt; فضولی&lt;/B&gt; در امور دیگران نکنید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;16- وقتی بیدار هستید &lt;B&gt;بیشتر خیال‌پردازی کنید. &lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;17- حسادت یعنی اتلاف وقت، &lt;B&gt;شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید&lt;/B&gt;. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;18- &lt;B&gt;گذشته را فراموش کنید..&lt;/B&gt; اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید.&lt;B&gt; نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید&lt;/B&gt; . &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;20- &lt;B&gt;با گذشته خود رفیق باشید&lt;/B&gt; تا زمان حال خود را خراب نکنید... &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، &lt;B&gt;مگر خود شما. &lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. &lt;B&gt;مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند&lt;/B&gt; و به مانند کلاس جبر می‌باشند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;23- بیشتر بخندید و &lt;B&gt;لبخند بزنید&lt;/B&gt;. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. &lt;B&gt;زمانی هم مخالفت وجود دارد. &lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جامعه:&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود &lt;B&gt;زنگ بزنید. &lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;26- هر روز یک چیز خوب به دیگران &lt;B&gt;ببخشید.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی &lt;B&gt;ببخشید.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;28- زمانی را با افراد &lt;B&gt;بالای 70 سال و زیر 6 سال&lt;/B&gt; بگذرانید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر &lt;B&gt;لبخند بزنید&lt;/B&gt;. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، &lt;B&gt;به شما مربوط نیست.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;31- &lt;B&gt;زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید،&lt;/B&gt; بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زندگی:&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;32- &lt;B&gt;کارهای مثبت&lt;/B&gt; انجام دهید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی &lt;B&gt;دوری بجویید. &lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;34- عشق درمان‌گر هر چیزی است.&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، &lt;B&gt;گذرا است.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;36- مهم نیست که چه احساسی دارید، &lt;B&gt;باید به پا خیزید،&lt;/B&gt; لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;37- &lt;B&gt;حتی بهترین هم می‌آید.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، &lt;B&gt;باید از هستي تان شاكر باشيد.&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;39- &lt;B&gt;بخش عمده درون شما شاد است،&lt;/B&gt; بنابراین خوشحال باشید. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;  &lt;B&gt;آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;                                                                                 &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 18:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=122</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-122.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قضاوت زودهنگام......</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-121.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در حالی که مسافران در صندلیهای&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=3&gt;خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: &quot;پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;ناگهان پسر دوباره فریاد زد: &quot; پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند.&quot; زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:&quot; پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: &quot;‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!&quot; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مرد مسن گفت: &quot; ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم.. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(112,48,160)&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 19:08:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=121</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-121.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> جرعه آخر....</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;خدای من : از اینکه نتوانسته ام همراه خوبی برای عزیزان خود باشم از تو عاجزانه طلب بخشش ومغفرت می کنم..معبود من توانی عنایت فرما تا لایق نگردیده ام بتوانم در گوشه عزلت و تنهایی راهی را بیابم تا آخرین نفس هایم نیز از بوی خوش عشق و محبت عطرآگین شود..پروردگار من ..تو میدانی ..پس مرا دریاب آنچنان که شایسته خدایی توست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 20:33:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عیدسعیدفطرمبارک</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است.. از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;**********&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000033&quot; color=#ffff00&gt;عید فطر.. روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;STRONG&gt;این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نماییم.&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 13:50:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فاصله....</title>
<link>http://safarkarde.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;فاصله ی ما با امام زمان &lt;/B&gt;(&lt;B&gt;عج&lt;/B&gt;)&lt;B&gt; چقدر است؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;   &lt;/B&gt;&lt;B&gt; «همین انتظار كه امروز ما نسبت به حضرت مهدی &lt;/B&gt;(&lt;B&gt;عج&lt;/B&gt;) &lt;B&gt;داریم، یهود &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نسبت به پیامبر اسلام داشتند.  یهودیان بر اساس همین انتظار به &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;سوی مدینه روانه شدند و در اطراف آن خیبر، فدك و... &lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;سكنی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; گزیدند تا به هنگام ظهور پیامبر آخر الزمان نخستین بیعت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كنندگان با &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; او باشند...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; اما وقتی پیامبر موعود به رسالت مبعوث شد، نه تنها با او بیعت &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نكردند، بلكه در مقابل انجام رسالتش خدعه، توطئه و صف آرایی &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كردند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; آنها گمان می كردند كه فاصله شان با پیامبر فاصله زمانی&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;است، در &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حالیكه با آن حضرت، فاصله ی اخلاقی داشتند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; فاصله ی ما&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;با مهدی موعود &lt;/B&gt;(&lt;B&gt;عج&lt;/B&gt;)&lt;B&gt; نیز فاصله ی اخلاقی و معنوی &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;است این فاصله اگر برداشته نشود، دیر یا زود ما را از امام زمانمان &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;جدا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خواهد ساخت... &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و در مقابل چه بسیار كسانی كه در ظاهر از بی خبران بسیار دورند، &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اما به دلیل آگاهی و پاكی درونی در واقع با امام عصر &lt;/B&gt;(&lt;B&gt;عج&lt;/B&gt;)&lt;B&gt; نزدیكند و &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;پس از ظهورش بلافاصله به او می پیوندند.»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; آری، یهودیان مدینه به دیگران همچون محرومان و بی خبران می &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نگریستند، اما خود از بیعت با پیامبر موعود بازماندند، چرا كه با آن &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حضرت فاصله ی اخلاقی داشتند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; در مقابل سلمان ها و اویس ها كه در ظاهر از دوران و بی خبران &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بودند، پس از بعثت پیامبر خود را به پیامبر رساندند و بیعت كردند، &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چون فاصله ی معرفتی و اخلاقی را در نوردیده بودند. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; اما فاصله ی ما با امام زمان &lt;/B&gt;(&lt;B&gt;عج&lt;/B&gt;)&lt;B&gt; چقدر است؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خدا كند ما به سرنوشت یهودیان مدینه دچار نشویم...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; اللهم عجل لولیك الفرج  &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 19:04:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=safarkarde&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>safarkarde</dc:creator>
<guid>http://safarkarde.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
